تبلیغات
پیرو راه شهیدان - مطالب نماز
 
پیرو راه شهیدان
درباره وبلاگ


آن روز ها دروازه شهادت داشتیم ولی

الآن معبری تنگ، هنوز هم برای شهید

شدن فرصت هست، دل را باید صاف

کرد.


شادی روح شهدا صلوات...

مدیر وبلاگ : رضا
نویسندگان


نوع مطلب : خدا، نماز، شهدا، وصیت نامه شهدا، جملات ناب، دل نوشته، تصاویر، 
برچسب ها : قفس، زندان، روح، بذر، کاشته، پرواز،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 10 مرداد 1395

از حسین رضا زاده پرسیده بودن


 بالاترین وزنه چندكیلو هستش كه


 یه نفر بزنه بهش بگن پهلوان؟


آقای رضازاده درجواب گفتن


 بالاترین وزنه یه پتوی 400یا500گرمی هستش


 كه صبح باید بلند كنیم تا نماز صبح یا نماز شب


 رو بخونیم


هركی بتونه اون وزنه رو بلند كنه بهش میگن


 پهلوان...

 



نوع مطلب : خدا، نماز، دل نوشته، جملات ناب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 5 خرداد 1395


نوع مطلب : نماز، شهدا، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 28 فروردین 1395
به نماز نگو که وقت کار است بلکه به کار بگو که وقت نماز است.


نوع مطلب : نماز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب : نماز، ولایت فقیه، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 10 دی 1394


نوع مطلب : نماز، شهدا، خاطره، تصاویر، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()




مسابقات فینال کشتی بود،
نوبت به شهید عباس حاجی زاده رسید.چند بار نام او را برای

مبارزه خوادندند،اما او حاضر نشد.

تا این که دست رقیب او را به عنوان
قهرمان بالا بردند.


در جست و جوی او بودم که ناگهان از درب سالن وارد شد،به او گفتم:"کجا بودی؟"

گفت: "وقت نماز بود،نماز از هرکاری برایم مهم تر است.رفته بودم نماز جماعت"...


شهید پهلوان عباس حاجی زاده



نوع مطلب : خدا، نماز، شهدا، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 27 آذر 1394



اگر روی تخت بیمارستان هم باشیم،میتوانیم نماز بخوانیم...


نوع مطلب : خدا، نماز، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 29 آبان 1394

زندگینامه ی شهید مهدی زین الدین

 

جاده های کردستان آن قدر نا امن بود که وقتی می خواستی از شهری به

 

شهر دیگر بروی ، مخصوصا توی تاریکی باید گازش را میگرفتی ، پشت سرت

 

راهم نگاه نمیکردی..!

 

اما زین الدین که همراهت بود ، موقع اذان ، باید می ایستادی کنار جاده تا  

 

نمازش را بخواند...اصلا راه نداشت..بعد شهادتش یکی از بچه ها خوابش رو

 

دیده بود ؛

 

توی مکه داشت زیارت میکرد.یک عده هم همراهش بودن.

 

گفته بود تو اینجا چیکار میکنی؟؟»

 

جواب داده بود به خاطر نمازهای اول وقتم ، این جا هم فرمانده ام »



نوع مطلب : نماز، شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 25 آبان 1394


نوع مطلب : خدا، نماز، شهدا، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 27 مهر 1394

صبح ها بعد از نماز قرآن میخواند



اگر دخترش بیدار بود میگرتش توی بغل



اگر هم خواب بود کنار رختخوابش می نشست



میگفت اینجا قرآن میخوانم



میخواهم چشم و گوش بچه ام از الان به این چیز ها عادت کنه!!!




خاطره ای از زندگی شهید دکتر محمد علی رهنمون



منبع:کتاب یادگاران -صفحه ی 90


نوع مطلب : خدا، نماز، قران، 
برچسب ها : قران، شهید رهنمون،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 13 شهریور 1394
اومد بهم گفت: " میشه ساعت 4 صبح بیدارم کنی تا داروهام رو بخورم؟ "

ساعت 4 صبح بیدارش کردم، تشکر کرد و بلند شد از سنگر رفت بیرون ...

بیست الی بیست و پنج دقیقه گذشت، اما نیومد ...

نگرانش شدم؛ رفتم دنبالش و دیدم یه قبر کنده و توش نماز شب می خونه و زار زار گریه می کنه!

بهش گفتم: " مرد حسابی تو که منو نصف جون کردی! می خواستی نماز شب بخونی چرا به دروغ گفتی مریضم و می خوام داروهام رو بخورم؟؟! "

برگشت و گفت: " خدا شاهده من مریضم، چشمای من مریضه، دلم مریضه. من شونزده سالمه!

چشام مریضه! چون توی این شانزده سال امام زمان عج رو ندیده ...

دلم مریضه! بعد از 16 سال هنوز نتونستم با خدا خوب ارتباط برقرار کنم ...

گوشام مریضه! هنوز نتونستم یه صدای الهی بشنوم ... "


نوع مطلب : نماز، شهدا، خاطره، 
برچسب ها : سنگر، نماز شب، مریضه، صدای الهی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
وب سایت پیرو راه شهیدان