پیرو راه شهیدان
درباره وبلاگ


آن روز ها دروازه شهادت داشتیم ولی

الآن معبری تنگ، هنوز هم برای شهید

شدن فرصت هست، دل را باید صاف

کرد.


شادی روح شهدا صلوات...

مدیر وبلاگ : رضا
نویسندگان
پنجشنبه 25 شهریور 1395
Image result for ‫به یاد شهدای گمنام‬‎


بوی مشهد الرضا در شرهانی

بچه ها هر روز قبل از حرکت، به نام یکی از اهل بیت(ع) حرکت مقدس خود را آغاز می کنند. آن روز یعنی 27/5/82 رمز حرکت بچه ها، به نام سلطان کشورمان، آقا امام رضا(ع) بود. منطقه شرهانی آن روز رنگ و بوی مشهدالرضا را گرفته بود. به عنایت آقا امام رضا(ع) آن روز یک شهید گمنام کشف شد. هیچ مدرکی برای شناسایی همراه نداشت، اما برگه ای همراه شهید بود که جمله ای روی آن نوشته شده بود که پیام آن روز بود: «هر که شود بیمار رضا، والله شود وامدار خدا». بچه ها آن روز، خود را رو به قبله در پشت پنجره فولاد احساس می کردند و زیر لب می گفتند:

«اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری الصدیق الشهید صلوه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک...»

*

یا معین الضعفا

روز چهارشنبه 27/1/82

رمز حرکت: یا امام رضا(ع)

محل کار: ارتفاع 175 شرهانی

از صبح تا ظهر، پیکر مطهر هفت شهید کشف شد. بچه ها حساس شده اند. «امام رضا(ع)» که نام او رمز حرکتی ماست، امام هشتم است. حتماً یک شهید دیگر کشف می شود، اما خبری نشد. خبر رسید امام جماعت مسجد امام جعفرالصادق(ع) شهر العماره عراق، نزدیک به 150 پیکر را آورده تحویل ما بدهد. موجی از شادی در بین بچه ها حاکم شد. سر قرار رفتیم. اجساد داخل یک کانتینر بود. یکی یکی آنها را از ماشین پیاده کردیم، اما همه اجساد عراقی بود که خودمان کشف کرده بودیم و تحویل عراقی ها داده بودیم و آنها هم اجساد را مخفی کرده بودند و به خانواده ها نداده بودند. داشتیم دق می کردیم. اما اتفاقی افتاد که خستگی از تنم خارج شد. از بین آن همه جسد عراقی، پیکر مطهر یک شهید کشف شد. خیلی عجیب بود: با هفت شهید کشف شده در صبح، شد هشت شهید. اما از آن جالب تر، نوشته پشت لباس آن شهید بود: «یا معین الضعفا».



نوع مطلب : خاطره، شهدا، جملات ناب، تصاویر، 
برچسب ها : امام رضا (ع)، یا معین الضعفا، سلطان کشورمان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 20 شهریور 1395

Image result for ‫به یاد شهدای گمنام‬‎


پلاک گمنامی

سال 1374 در طلاییه کار می کردیم. برای مأموریتی به اهواز رفته بودم. عصر بود که برگشتم مقر. شهید غلامی را دیدم. خیلی شاد بود. گفت امروز سه شهید پیدا کردیم که فقط یکی از آنها گمنام است. بچه ها خیلی گشتند. چیزی همراهش نبود. گفتم یک بار هم من بگردم.

لباس فرم سپاه به تن داشت. چیزی شبیه دکمة پیراهن در جیبش نظرم را جلب کرد. وقتی خوب دقت کردم، دیدم یک تکه عقیق است که انگار جمله ای رویش حک شده است. خاک و گل ها را کنار زدم. رویش نوشته بود: «به یاد شهدای گمنام». دیگر نیازی نبود دنبال پلاکش بگردیم. می دانستیم این شهید باید گمنام بماند؛ خودش خواسته بود.



نوع مطلب : شهدا، دل نوشته، جملات ناب، تصاویر، 
برچسب ها : پلاک، طلائیه، شهدای گمنام،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 14 شهریور 1395


نوع مطلب : خدا، دل نوشته، جملات ناب، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب : شهادت معصومین، اهل بیت، جملات ناب، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 9 شهریور 1395


نوع مطلب : خدا، اهل بیت، حدیث، جملات ناب، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 7 شهریور 1395
حال ثواب کردن نداریم ...

حداقل گناه نکنیم...

به خاطر شهدا...


نوع مطلب : دل نوشته، جملات ناب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب : خاطره، شهدا، تصاویر، جملات ناب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
وب سایت پیرو راه شهیدان
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات