پیرو راه شهیدان
درباره وبلاگ


آن روز ها دروازه شهادت داشتیم ولی

الآن معبری تنگ، هنوز هم برای شهید

شدن فرصت هست، دل را باید صاف

کرد.


شادی روح شهدا صلوات...

مدیر وبلاگ : رضا
نویسندگان


نوع مطلب : خدا، شهادت معصومین، اهل بیت، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 27 آذر 1394



اگر روی تخت بیمارستان هم باشیم،میتوانیم نماز بخوانیم...


نوع مطلب : خدا، نماز، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 25 آذر 1394


نوع مطلب : خدا، شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 23 آذر 1394


نوع مطلب : خدا، شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب : شهادت معصومین، اهل بیت، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب : شهادت معصومین، اهل بیت، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 17 آذر 1394

عملیات مسلم ابن عقیل حاج بهزاد می گفت :

 

تا رمز عمایات رو گفتم دیدم ستون از هم باز شد.

 

دیدم قمقمه ها رو دارن خالی میکنن ، گفتم ۱۵ کیلومتر راهه چرا آب رو بیرون

 

میریزید ؟؟

 

گفتن : مگه خودتون رمز عملیات رو نگفتی یا ابوالفضل العباس (ع)؟؟؟

 

ما حیا می کنیم با خودمون آب برداریم و با رمز یا ابوالفضل العباس (ع) بریم

 

عملیات !!

 

حاج رحیم می گفت بچه های این عملیات  رو شهداشونو خودم از منطقه

 

مندلی آوردم . میگفت : خدا میدونه !!! بعضی هاشونو میدیم دَر قمقمه ها

 

باز و آبی نبود....

 

رو پیراهنشون نوشته بودند :

 

قربان لب تشنه ات ابوالفضل العباس (ع)




نوع مطلب : شهدا، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 15 آذر 1394

حاج خانوم خسته نباشید چرا ناراحتید؟  


 -30 ساله از بعد از ظهر چهارشنبه ذوق دارم که زودتر پنجشنبه بیاد،


بیام سر قبر پسرم باهاش حرف بزنم.


 امروز اومدم سوار اتوبوس بشم، جا نداشت.


مَردم هولم دادن از اتوبوس افتادم زمین.

 خیلی کمرم درد می کنه.ولی به خاطراین ناراحت نیستم...

فکرکنم پسرم ازدستم ناراحته ،

 چون بعد 30 سال اولین باره که هرکاری میکنم نمیتونم قبرشو بوس کنم...



نوع مطلب : شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

چند روز بعد عملیات ،


یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود دستش هرجا میرفت همراه خودش می برد.


از یکی پرسیدم : چشه این بنده خدا ؟


گفت : آرپیچی زن بوده ،


توی عملیات آنقدر آرپیچی زده که دیگه نمی شنود .


باید براش بنویسی تا بفهمه !!


گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود ..



چشم و گوشمان که باز نشد هیچ ، ................بماند !!



شرمنده ی ایثارت هستیم جوانمرد......




نوع مطلب : شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 11 آذر 1394


نوع مطلب : شهادت معصومین، اهل بیت، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
والفجر ۸  مجروح شده بود . برده بودنش یکی از بیمارستان های شیراز .

حافظه اش رو از دست داده بود . کسی رو نمیشناخت حتی اسمش رو هم فراموش کرده

بود.

پرستاران یکی یکی اسمهارو می گفتن بلکه عکس العمل نشون بده.

به اسم ابوالفضل که میرسیدن شروع می کرد به سینه زدن. خیال کرده بودن اسمش

ابوالفضله!!

رفته بودم یکی از بیمارستانهای شیراز . گفتن : اینجا مجروحی بستریه که حافظه اش رو از

دست داده فقط می دونن اسمش ابوالفضله!!

رفتم دیدنش تا دیدمش شناختمش . عباس بود . عباس مجازی !!بهشون گفتم :

این مجروح اسمش عباسه ابوالفضل نیست !

گفتن : ما ها اسمی که آوردیم عکس العمل نشان نداد! وقتی گفتیم  ابوالفضل شروع کرد

به سینه زدن . فکر کردیم اسمش ابوالفضله!

عباس میون دار هییت بود . توی سینه زنی اونقدر ابوالفضل ابوالفضل می گفت که از حال

میرفت بسکه با اسم ابوالفضل سینه زده بود ، این کار شده بود ملکه ذهنش .

همه چیز رو فراموش کرده بود الا سینه زدن با شنیدن اسم ابوالفضل...



نوع مطلب : شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

در تفحص شهدا ، دفتر چه یادداشت یک شهید ۱۶ ساله پیدا شد



که گناهان



هر روزش را در آن یادداشت می کرد ، گناهان یک روز او این ها بود :

 


۱.سجده نماز ظهرم طولانی نبود.

 


۲.زیاد خندیدم.

 


۳.هنگام فوتبال شوت خوبی زدم که از خودم خوشم اومد.

 


(دارم فکر می کنم که چقدر از یک پسر ۱۶ ساله کوچکترم)



نوع مطلب : شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فرمانده دسته  هرچی به این بسیجی تذکر میداد که ساکت شود و به صحبت های فرمانده

لشگر گوش کند ، توجهی نمی کند ، شیطنتش گل کرده بود و مثلا می خواست نشان بدهد

که بچه بسیجی از فرمانده لشگرش نمی ترسد ، خلاصه فرمانده دسته یک برخوردی با این

بسیجی کرد و همهمه ای اطراف آن ها ایجاد شد. سرو صدا که بالا گرفت ، بالاخره حاج همت

متوجه شد و صحبتش هایش را قطع کرد و پرسید :برادر ! اونجا چه خبره؟؟یک کم تحمل کنید

زحمت رو کم می کنیم !!

کسی از میان صفوف به طرف حاجی رفت و چیزی در گوشش گفت. حاجی سر تکان داد و رو

به جمعیت کرد و خیلی محکم و قاطع گفت :آن برادری که باهاش برخورد شده بیاد جلو!!

لحظاتی بعد بسیجی کم سن وسال شروع کرد سلانه سلانه به سمت جایگاه حرکت کردن.

حاجی صدایش را بلند تر کرد : بدو برادر ! بجنب.

بسیجی جلوی جایگاه که رسید حاجی محکم گفت :بشمار سه ،پوتین هات رو در بیار.

و بعد شروع کرد به شمردن . بسیجی کمی جا خورد و سرش را به علامت تعجب به پهلو

چرخاند.حاجی کمی تن صدایش را بلند تر کرد و گفت :بجنب برادر ! پوتین هات !!

بسیجی خیلی آرام به باز کردن بند پوتین هایش مشغول شد . همه شاهد صحنه بودند .

بسیجی پوتین پای راستش را که از پا بیرون کشید،حاجی خم شد و دستش را دراز کرد :

بده به من برادر!!

بسیجی بی اختیار پوتین را به دست حاجی سپرد . حاجی لنگه پوتین را روی تریبون

گذاشت . دست به کمرش برد و قمقمه اش رو آورد، در آن را باز کرد و آب را درون پوتین

خالی کرد . همه هاج و واج مانده بودند که این دیگه چه تنبیهی است؟؟

حاجی مشغول کاره خودش بود و یکدفعه پوتین را بلند کرد و لبه آن را به دهان گذاشت و

آب داخلش را نوشید و آن را دراز کرد به طرف بسیجی وخیلی آرام گفت :برو سر جات برادر.

بسیجی که مثل آدم آهنی سرجاش خشکش زده بود پوتین را گرفت و حاجی هم بلند و

طوری که همه بشنوند گفت :

ابراهیم همت ! خاک پای همه شما بسیجی هاست.

ابراهیم همت توی پوتین شما بسیجی ها آب میخوره.

جوان بسیجی یکدفعه مثل برق گرفته ها دستش را بالا برد و فریاد زد :

برای سلامتی فرمانده لشگر حق صلوات !!

و انفجار صلوات محوطه صبحگاه را لرزاند...



نوع مطلب : شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جنازه پسرشونو که آوردند

 

چیزی جز دو سه کیلو استخوان نبود

 

پدر سرشو بالا گرفت و گفت:«حاج خانوم غصه نخوری ها !!!

 

دقیقا وزن همون روزیه که خدا بهمون هدیه دادش...



[تصویر: 06798443047127242598.jpg]



نوع مطلب : شهدا، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 1 آذر 1394

با صورت روی سیم خاردار خوابید تا هم رزماش صورتشو نبینند



و راحت تر از روش بگذرند............






نوع مطلب : خدا، شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
وب سایت پیرو راه شهیدان
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic