تبلیغات
پیرو راه شهیدان - مطالب اسفند 1394
 
پیرو راه شهیدان
درباره وبلاگ


آن روز ها دروازه شهادت داشتیم ولی

الآن معبری تنگ، هنوز هم برای شهید

شدن فرصت هست، دل را باید صاف

کرد.


شادی روح شهدا صلوات...

مدیر وبلاگ : رضا
نویسندگان
جهت دانلود اهنگ روی گزینه ی زیر کلیک کنید


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 21 اسفند 1394
مقام معظم رهبری(ره)

من در برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم :

1
-جنگ روانی

2-جنگ اقتصادی

3-مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی





نوع مطلب : ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 20 اسفند 1394
فرزندان شهدا بدانند که پدران آن ها موجب شدند اسلام در چشم شیطان ها

و طاغوت های عالم ابهت پیدا کند.  مقام معظم رهبری(ره)



نوع مطلب : شهدا، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 19 اسفند 1394
جوانان عزیز گول زندگی پر نیرنگ دنیا را نخورید و با ذکر خدا قلبتان

را از وسوسه های شیطانی جارو کنید. شهید عزت الله عبداللهی


نوع مطلب : شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 18 اسفند 1394


نوع مطلب : شهدا، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 17 اسفند 1394

یك بار اتفاق افتاد كه بچه ها چند روز می گشتند و شهید پیدا نمی كردند. رمز شكستن قفل و پیدا كردن شهید، نام مقدس حضرت زهرا (س) بود. 15 روز گشتیم و شهید پیدا نكردیم. بعد یك روز صبح بلند شده و سوار ماشین شدیم كه برویم. با اعتقاد گفتم: «امروز شهید پیدا می كنیم، بعد گفتم كه این ذكر را زمزمه كنید:
دست و من عنایت و لطف و عطای فاطمه (س)
منم گدای فاطمه، منم گــــــدای فاطمه (س) »

تعدادی این ذكر را خواندند. بچه ها حالی پیدا كردند و گفتیم: «یا حضرت زهرا (س) ما امروز گدای شماییم. آمده ایم زائران امام حسین (ع) را پیدا كنیم. اعتقاد هم داریم كه هیچ گدایی را از در خانه ات رد نمی كنی.»
همان طور كه از تپه بالا می رفتیم، یك برآمدگی دیدیم.



كلنگ زدیم، كارت شناسایی شهید بیرون آمد. شهید از لشگر 17 و گردان ولی عصر (عج) بود.یك روز صبح هم چند تا شهید پیدا كردیم. در كانال ماهی كه اكثراً مجهو ل الهویه بودند. اولین شهیدی كه پیدا شد، شهیدی بود كه اول مجروح شده بود. بعد او را داخل پتو گذاشته بودند و بعد شهید شده بود. فكر می كنم نزدیك به 430 تكه بود.بعد از آن شهیدی پیدا شد كه از كمر به پایین بود و فقط شلوار و كتانی او پیدا بود. بچه ها ابتدا نگاه كردند ولی چیزی متوجه نشدند. از شلوار و كتانی اش معلوم بود ایرانی است. 15 _ 20 دقیقه ای نشستم و با او حرف زدم و گفتم كه شما خودتان ناظر و شاهد هستی. بیا و كمك كن من اثری از تو به دست بیاورم. توجهی نشد. حدود یك ساعت با این شهید صحبت كردم، گفتم اگر اثری از تو پیدا شود، به نیت حضرت زهرا (س) چهارده هزار صلوات می فرستم. مگر تو نمی خواهی به حضرت زهرا (س ) خیری برسد.بعد گفتم كه یك زیارت عاشورا برایت همین جا می خوانم. كمك كن. ظهر بود و هوا خیلی گرم. بچه ها برای نماز رفته بودند. گفتم اگر كمك كنی آثاری از تو پیدا شود، همین جا برایت روضه ی حضرت زهرا (س) می خوانم. دیدم خبری نشد. بعد گریه كردم و گفتم عیبی ندارد و ما دو تا این جا هستیم؛ ولی من فكر می كردم شما تا اسم حضرت زهرا (س) بیاید، غوغا می كنید. اعتقادم این بود كه در برابر اسم حضرت زهرا (س) از خودتان واكنش نشان می دهید.
در همین حال و هوا دستم به كتانی او خورد. دیدم روی زبانه ی كتانی نوشته است: «حسین سعیدی از اردكان یزد.» همین نوشته باعث شناسایی او شد. همان جا برایش یك زیارت عاشورا و روضه ی حضرت زهرا (س) خواندم.

راوی:حاج حسین کاجی  

منبع:کتاب کرامات شهدا



نوع مطلب : اهل بیت، شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شهید گمنام...


طلائیه بودیم. بیل میکانیکی داشت روی زمین کار می کرد که شهید پیدا شد.


همراهش یه دفتر قطور اما کوچیک بود ، مثل دفتری که بیشتر مداح ها دارند.


برگهای دفتر رو گل گرفته بود. پاکش کردم. باز کردنش زحمت زیادی داشت.


صفحه اولش رو که نگاه کردم بالاش نوشته بود:«عمه بیا گمشده پیدا شده!»



نوع مطلب : خدا، اهل بیت، شهدا، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
توی ظل گرمای تابستان، بچه های محل سه تا تیم شده اند. توی کوچه ی هجده متری.

 تیم مهدی یک گل عقب است. عرق از سر و صورت بچه ها می ریزد. چیزی نمانده ببازند.
 
اوت آخر است. مادر می آید روی تراس « مهدی! آقا مهدی!برای ناهار نون نداریم ها

 برو از سرکوچه دو تا نون بگیر.» توپ زیر پایش می ایستد. بچه ها منتظرند. توپ را

می اندازد طرفشان و می دود سر کوچه تا نون بگیره.


نوع مطلب : شهدا، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
جمعه 14 اسفند 1394


نوع مطلب : تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


نوع مطلب : شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
چهارشنبه 12 اسفند 1394


نوع مطلب : تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 11 اسفند 1394


نوع مطلب : قران، شهدا، خاطره، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 10 اسفند 1394
سلطان به وزیر گفت:
سه ۳ سوال میکنم...
فردا اگر جواب دادی هستی، وگرنه عزل میشوی...!!
سوال اول: خدا چه میخورد؟؟!
سوال دوم: خدا چه می پوشد؟؟!!
سوال سوم: خدا چه کار میکند؟!

وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست، ناراحت بود!!!...
غلامی فهمیده و زیرک داشت...!!
وزیر به غلام گفت:
سلطان ۳ سوال کرده...
اگر جواب ندهم بر کنار میشوم!!...
اینکه :
خداچه میخورد؟؟
چه می پوشد؟؟
و چه کار میکند؟؟

غلام گفت:
هر سه را میدانم...
اما دو جواب را الان میگویم و سومی را فردا...!

اما خدا چه میخورد؟؟!!
خدا غم بندهایش را میخورد...!!
اینکه چه میپوشد؟
خدا عیبهای بندهای خود را می پوشد...!

اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم!!...
فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند؛
وزیر به دو سوال جواب داد...!
سلطان گفت:
درست است ولی بگو جوابها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی؟؟!
وزیر گفت:
این غلام من، انسان فهمیده ایست...! جوابها را او داد...!!
سلطان گفت:
پس لباس وزارت را در بیاور و به این غلام بده!! 
غلام هم لباس نوکری را در آورد و به وزیر داد...!!
بعد وزیر به غلام گفت:
جواب سوال سوم چه شد؟
غلام گفت:
آیا هنوز نفهمیدی خدا چکار میکند؟؟!!
خدا در یک لحظه غلام راوزیر میکندو وزیر را غلام میکند


نوع مطلب : خدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
یکشنبه 9 اسفند 1394


نوع مطلب : اهل بیت، ولایت فقیه، تصاویر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 8 اسفند 1394
زندگی بی شهادت ، ریاضت تدریجی ، برای رسیدن به مرگ است. شهید محمد عبدی

شهید را به خاک نسپارید ، بلکه به یاد آن ها بسپارید.  شهید محمد کریمی

سعی کنید قران مونستان باشد ، نه زینت پنجره ها. شهید سید مجتبی علمدار



نوع مطلب : قران، شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
وب سایت پیرو راه شهیدان