تبلیغات
پیرو راه شهیدان

وفات حضرت خدیجه بر تمام شیعیان تسلیت باد.

القاب و فضایل خدیجه(س)

سهیلا بهشتی

حضرت خدیجه(س) پانزده سال پیش از عام الفیل در مکه، در خانواده ای بزرگ و ارجمند به دنیا آمد. در دوران جوانی که با تشکیل کاروان های تجاری به کسب درآمد پرداخت. درخشان ترین صحنه زندگی او پیش از بعثت رسول خدا(ص) مربوط به زمانی است که با وجود مکنت و ثروت، هرگز در جامعه فاسد آن روزگار، خود را به دست امواج سهمگین جاهلیت نسپرد و به درجه ای از کمال و پاکی رسید که به «طاهره» ملقب گشت. افزون بر این لقب، به برخی دیگر از القاب او می توان اشاره کرد از جمله: «مبارکه»، «سیده نسوان»، «کبری» به معنی ارجمند و والامقام که پیامبر(ص) این لقب را پس از ازدواج به او داد.

بنا بر منابع تاریخی، رسول خدا(ص) و حضرت خدیجه(س) در اجداد خود اشتراک داشته اند و نوه عموی یکدیگر بوده اند و خویشاوندی نزدیکی میان آنها وجود داشته است.[8]

ازدواج با پیامبر(ص)

کمال روحی و عقلی و حسن ظاهری خدیجه(س) سبب شده بود که مردان زیادی اندیشه همسری او را در سر بپرورانند؛ چنان که ابوجهل و ابوسفیان که از جمله مردان ثروتمند و بانفوذ قریش بودند از او خواستگاری کردند؛ ولی خدیجه(س) درخواست آنان را رد کرد.

خدیجه(س) که از راست گویی، امانت داری و اخلاق پسندیده محمد(ص) در طی سفر تجاری اش به شام آگاه شده بود و آثار نبوت را در وجود او دیده بود، غنچه مهر و محبتش در مقابل محمد امین و پاک دامن شکوفه زد. با تمایل خدیجه(س) و خواستگاری پیامبر(ص)، آن دو پیمان ازدواج بستند و در پی آن، خدیجه(س) تمام دارایی و غلامان خود را در اختیار او قرار داد. خدیجه(س) از این پیوند آسمانی صاحب شش فرزند شد؛ دو پسر و چهار دختر که آخرین دختر آنان بانوی بزرگوار، حضرت فاطمه(س) همسر حضرت علی(ع) بود.

ویژگی های حضرت خدیجه(س)

حضرت خدیجه(س) در ابعاد گوناگون انسانی، شخصیتی والا و ارزشمند داشت. او از چنان شخصیت ممتازی برخوردار بود که پیامبر(ص) او را به همسری پذیرفت و با توجه به ویژگی های ارزشمند او بود که پس از رحلت او همواره یادش را در خاطره داشت. برخی از ویژگی های حضرت خدیجه عبارت است از:

مقاومت و پایداری: رفتارهای فروتنانه و مدبرانه خدیجه در برابر پیامبر(ص) و عظمت معنوی او، مورد سرزنش برخی از زنان قریش قرار می گرفت که با مفاهیمی چون راست گویی، امانت داری و خوش رفتاری بیگانه بودند و فلسفه ازدواج زنی ثروتمند با مردی تهی دست را درک نمی کردند. ازاین رو، آنان به خدیجه(س) طعنه می زدند و او را می آزردند و با او رفتارهای نامناسب داشتند. پاسخ خدیجه(س) به این همه ناسپاسی و نادانی، تنها مقاومت و پایداری در کنار حضور آرام بخش همسرش بود. او در پاسخ به سرزنش کنندگان می گفت: «آیا کسی مانند محمد در نیکویی، نیک رفتاری، خصلت های پسندیده و فضیلت و شرافت، در تمام سرزمین عرب سراغ دارید»؟[9]

انفاق و احسان: یکی از ویژگی های حضرت خدیجه(س) این بود که بر اثر تدبیر و تلاش و کوشش در تجارت و امور اقتصادی، از ثروت مندان عصر خود بود. با این همه، او هرگز از یاری فقیران روی برنمی گرداند و خانه اش همواره پناه گاه نیازمندان بود. او در راه تحقق آرمان های اسلام، همه ثروت خود را انفاق کرد و این عمل او برای پیشبرد اسلام، بسیار سودمند و مهم بود؛ تا آنجا که پیامبر(ص) فرمود: «ما نَفَعَنی مالٌ قَطُّ مِثلُ نَفَعَنی مالُ خَدیجَةَ؛ هیچ ثروتی هرگز مرا سود نبخشید که ثروت خدیجه به من سود بخشید».[10]

ساده زیستی: حضرت خدیجه(س) پیش از ازدواج با پیامبر(ص) خانه ای باشکوه و مجلل داشت. او پس از ازدواج، تمام این جلال و شکوه را به پای همسرش ریخت و آن خانه که پیش از طلوع اسلام پناه گاه مستمندان بود، پس از اسلام پایگاه مؤمنان شد. پیامبر(ص) و خدیجه(س) با رفتار خود در دوری از تجمل گرایی و با عمل به ساده زیستی، الگوی پیروان و مسلمانان شدند.[11]

خدیجه(س) در شعب ابی طالب

سران مشرک قریش که از پیشرفت اسلام نگران شده بودند، تصمیم گرفتند با محاصره اقتصادی و قطع شریان های حیاتی مسلمانان، از نفوذ و گسترش اسلام بکاهند. سران قبایل، با هم عهدنامه ای امضا کردند که به موجب آن، ارتباط و معاشرت با پیامبر(ص) و مسلمانان را ممنوع، نیز هرگونه خرید و فروش با هواداران پیامبر(ص) را تحریم کردند. ابوطالب، حامی و عموی پیامبر(ص) دستور داد مسلمانان به دره ای در میان کوه های مکه که به «شعب ابی طالب» معروف بود بروند. مسلمانان سه سال در محاصره اقتصادی بودند. حضرت خدیجه(س) در این سه سال، هیچ گاه پیامبر(ص) را تنها نگذاشت و چون همیشه به یاری او شتافت و همه ثروت خود را در جریان شعب خرج کرد؛ تا جایی که گفته اند پس از پایان محاصره اقتصادی، دیگر ثروتی نداشت. او همچنین از خویشان خود خواست تا به یاری مسلمانان بشتابند. خدیجه سه سال رنج و مشقت شعب را تحمل کرد که می توان آن را اوج فداکاری او در خدمت به اسلام به شمار آورد. پیامبر(ص) همواره از این خدمت و فداکاری خدیجه یاد می کرد و او را به سبب این ایثار و ازخودگذشتگی می ستود.[12]

پیامبر(ص) در سوگ خدیجه(س)

پس از خروج مسلمانان از شعب ابی طالب، مدتی نگذشت که ابوطالب، عموی فداکار پیامبر(ص) درگذشت و او را در حزن و اندوه فرو برد. چندی بعد، دیگر پشتیبان پیامبر(ص)، یعنی خدیجه(س) بیمار شد و درگذشت. این بانوی گران قدر، در دهم رمضان سال دهم بعثت، یعنی حدود سه سال پیش از هجرت از دنیا رفت. ازاین رو، سالی که این دو مصیبت بزرگ بر پیامبر(ص) وارد شد، «عام الحزن» نامیده شد. خدیجه، هنگام وفات، شصت و پنج سال داشت. او بیست و چهار سال از عمر شریفش را در کنار پیامبر(ص) سپری کرده بود. پیامبر(ص) در وفات خدیجه(س) بسیار گریست و با دست مبارک خویش او را داخل قبر گذاشت و برایش دعا کرد.[13]

چراغ راه

سنیه فراعه، (دانشمند عرب):

«تاریخ در مقابل عظمت ام المؤمنین خدیجه(س) سر فرود می آورد و در برابرش دست بسته متواضعانه می ایستد».[14]

سلیمان کتانی، (نویسنده عرب):

«خدیجه ثروتش را به محمد بخشید ولی این احساس را نداشت که می بخشد، بلکه این احساس را داشت که از او هدایت را که بر همه گنج های سراسر جهان برتری دارد، کسب می نماید. او احساس می کرد محبت و دوستی را به حضرت محمد(ص) اهدا می کند ولی در عوض همه ابعاد سعادت را از او کسب می کند».[15]

بنت الشاطی، (نویسنده عرب):

«آیا کسی غیر از خدیجه را می شناسید که با عشقی آتشین و ایمانی استوار، بی آنکه اندک تردیدی به دل راه دهد یا ذره ای از باورش به عظمت خدا و پیامبر(ص) کاسته شود، دعوت دین را از غار حرا پذیرا شود».[16]

گفتار مجری

خدیجه کبرا(س) در کنار دختر پاکش حضرت زهرا(س) و نیز سروران زنان هر دو جهان، آسیه و مریم، از برترین الگوهای تکرار ناپذیر تاریخ برای زن مسلمان و انسان های آزاده است.

خدیجه(س) پس از دریافت پیام اسلام، در سخت ترین و طاقت فرساترین شرایط، پیامبر(ص) را تنها نگذاشت و برای او همین افتخار بس که نخستین زن ایمان آورنده به اسلام بود و فرزندان و نوادگان او، ستارگان همواره پر فروغ آسمان انسانیت و معنویت شدند.

در سال ششم بعثت که قریش، رسول خدا(س) و بنی هاشم را در شعب ابوطالب به محاصره درآورده بودند، حضرت خدیجه با نفوذ و دارایی خود در میان قریش، به یاری محاصره شدگان شتافت.

خدیجه از مقامی خاص نزد پیامبر(ص) برخوردار بود؛ به گونه ای که پیامبر(ص) سال فوت او را که مصادف با وفات ابوطالب بود، عام الحزن یعنی سال اندوه یاد کرد. گفته شده است که رسول خدا(ص) پس از مرگ خدیجه(س) همواره از او به نیکی و بسیار از او یاد می کرد.

نکته ها

در عصر جاهلیت که زنان به افکار و رفتار جاهلی آلوده بودند؛ خدیجه(س) از چنان پاکی و طهارت برخوردار بود که به «طاهره» شهرت یافته بود.

از میان زنان، نخستین زنی که به اسلام و پیامبر(ص) ایمان آورد، حضرت خدیجه(س) بود.

خدیجه(س) زنی دانشمند، با تجربه، بسیار فهیم، روشن بین و صاحب کمال بود هر مسئله ای را به دقت بررسی می کرد و هرگز بدون علم و اندیشه چیزی را نمی پذیرفت و بدون تفکر و تعمق سخن نمی گفت.[17]

خدیجه(س) از کتب آسمانی آگاهی داشت و علاوه بر کثرت اموال و املاک، او را «ملکه بطحا» می گفتند. او از نظر عقل و درایت، برتری فوق العاده ای داشت.[18]

در یکی از زیارت نامه های پیامبر(ص) آمده است: «سلام بر همسران پاک و نیک تو، مادران مؤمنان، به ویژه بانوی راستین و پاک و پاکیزه، خشنود و پسندیده، خدیجه، بانوی بزرگ، مادر مؤمنان».[19]

روزی پیرزنی نزد رسول اکرم(ص) آمد؛ آن حضرت او را مورد لطف سرشار خود قرار داد. وقتی آن پیرزن رفت، عایشه گفت: علت آن همه مهربانی به پیرزن چه بود؟ پیامبر(ص) فرمود: این پیرزن در زمان حیات خدیجه به خانه ما می آمد و از کمک ها و الطاف سرشار او برخوردار بود. همانا نیک نگهداری عهد و سابقه، از ایمان است.[20]

پیامبر(ص) در جواب علت وفاداری و محبت به خدیجه پس از مرگ او فرموده است: «او به من ایمان آورد، هنگامی که مردم کفر ورزیدند و مرا تصدیق نمود، هنگامی که آنان تکذیب کردند. با ثروت خویش مرا یاری داد، هنگامی که آنان مرا محروم کردند. خداوند مرا از او به فرزندانی روزی داد، هنگامی که مرا از فرزندان زنان دیگر محروم کرد».[21]

خدیجه(س) اولین بانویی بود که همراه علی بن ابی طالب(ع) با پیامبر(ص) به نماز ایستاد و پیشانی عبودیت بر خاک سایید. او بدین گونه وفاداری خود را به پیامبر(ص) اثبات کرد.

زلال قلم

بانوی مهر

خدیجه(س) نور چشم محمد(ص) بود و گرمای مهر آمنه را برای او داشت. وی، در آغاز صف «السابقون» در ایمان بود. محمد(ص)، از روزگار جهل و شرک و تعصب، رنج ها و زخم ها دیده بود و خدیجه آمده بود تا مرهمی باشد بر آن همه درد. محمد(ص)، مرد حقیقت و مهر، در سیمای خدیجه(س)، نور صداقت و معرفت را یافته بود.

محمد(ص) از روزگار خویش رنج های زیادی کشید؛ ولی هیچ یک از آنها روح او را چون مرگ آمنه و خدیجه و وداع با فاطمه، این سان بارانی نکرد.

روزهای با خدیجه، تنها روزهای آفتابی پیامبر(ص) بود. اگر وجود خدیجه، بانوی محبت و غم خوار محمد(ص) بر او چنان تأثیری نداشت، فقدان او بر محمد(ص) این چنین گران نمی آمد و سال مرگش را سال غم نمی نامید.

سلام بر خدیجه، مادر زهرا(س)؛ سلامی به پاکی آب و آیینه!

سلام بر خدیجه، بانوی آسمانی که آرامش پیامبر(ص) در نگاهش بود!

سلام بر خدیجه!

بانوی بهشتی.

خدیجه، ای پاک بانوی بهشتی، ای قاصد بهار و بانوی احسان!

در عصر ناپاکی ها، تو «طاهره» بودی و پاک دامنی در تو تجلی می یافت.

ای مادر خوبی ها! ای مادر مؤمنین! به راستی احسان و انفاق در مکتب تو درس آموختند و جاودانه شدند. تو تمامی داشته های خود را به پای نهال نو پای اسلام ریختی و در سخت ترین لحظه ها حتی برای یک بار، اظهار پشیمانی نکردی؛ آخر تو معامله ای بزرگ با خدای خویش کرده بودی. در میان همه تجارت های پر سود، این بزرگ ترین تجارت ها بود. تو کجا خریداری به عظمت خدا می یافتی و پاداشی بیشتر از بهشت دریافت می کردی؟! گوارایت باد این تجارت آسمانی و مبارکت باد این بهشت جاودانی.[22]

خداحافظ ای دستان بخشنده

رزیتا نعمتی

ای بزرگ بانوی اسلام! ای اولین ستاره درخشان ایمان! دستان بخشنده تو بود که چون کشتی نوح، دین محمد را از گردباد حوادث، به ساحل نجات و عافیت رساند. آن شب که ستاره عمر تو رو به خاموشی رفت، نبودی تا ببینی کهکشانِ اشک در آسمان چشم رسول الله، حکایت از غمی بی پایان می کرد.

بی مهر رخت روز مرا نور نمانده است

وز عمر مرا جز شب دیجور نمانده است

هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم

دور از رخ تو چشم مرا نور نمانده است

حافظ

* * *

سلام بر تو ای شیرین لقای از دست رفته محمد(ص)!

ای چراغ روشن شب های رسالت، کاش هنوز بودی و بقچه محبتت را تا غار حرایِ تنهاییِ رسول، به دوش می کشیدی، تا اوج وفای خود را با پرچم صفای زنانه ات، بر قله کوه های مکه به تماشا بگذاری!

سلام بر تو ای انیس تهی دستیِ دین، ای مونس محمد امین!

* * *

ای تو لایق سلام جبرئیل

تو، اولین نوری در زمین که محمد را با هر آنچه بود، باور کردی و پشت سر آفتاب وجودش، قامت بستی و بدان سان لایق سلام جبرئیل شدی.

بلندی مقام تو تنها نه از همسری رسول خدا، که از هم پایی با او در جادّه تنهایی بود.

ای هم طراز آسمانیان و هم سلوک عرشیان!

این گونه غمگنانه کوچ مکن!

آن یار کزو خانه ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فرو کش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

حافظ

خدیجه یعنی کاشانه ایمان در تنگنای دوران. پروازش تلخ ترین حقیقتی است که امشب گلوی مکه را خواهد فشرد.

با کوچ تو ای بانو! دیگر هیچ کاروانی در بیابان دل ها، بی شوقِ کعبه یادت قدم نزد؛ که استواری امروزِ بنای دین، از برکت خشتِ نخستینِ توست، السّلام علیک ای نور کبری ای نیّره عظمی!

شعر

(جای پای تو)

رزیتا نعمتی

ای گل آفتاب من، بی تو غروب می شود

زخم دلِ شکسته ام پیش تو خوب می شود

گرمی خط استوا گشته به دور شعر من

قافیه در خلیج تو اهلِ جنوب می شود

من صدفم ولی تهی تا که تو موج می زنی

بهت دهان باز من با تو رسوب می شود

آبیِ آب ها منم، تا تو نگاه می کنی

جلد تمام ماهیان آینه کوب می شود

اشک نبی(ص)

نیست زنی در سخا به پای خدیجه

چشم فلک خیره بر وفای خدیجه

بنت «خُوَیلِد» که چرخ پیر عقیم است

تا که بزاید زنی به جای خدیجه

نقل محافل بود سخاوت حاتم

حاتم طایی بود گدای خدیجه

رفعت طبع و صفای باطن وی را

کس نشناسد مگر خدای خدیجه

یک زن و این قدر جان فشانی و ایثار!

چشمِ خِرَد مات بر عطای خدیجه

مؤمنه اول است در صف اسلام

گشته خدا راضی از رضای خدیجه

بـین ز کــجا تـا کـجا رسیـد مقامش

اشکِ نبی ریـخت در عـزای خدیجـه

(حسان)

منبع: www.hawzah.net

تاریخ ارسال : پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت 00 و 26 دقیقه و 37 ثانیه | نویسنده : رضا

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : یکشنبه 20 فروردین 1396 ساعت 06 و 19 دقیقه و 46 ثانیه
My family always say that I am wasting my time here at web, but I know
I am getting experience all the time by reading thes fastidious articles or reviews.
تاریخ ارسال : جمعه 18 فروردین 1396 ساعت 13 و 57 دقیقه و 02 ثانیه
Greetings from Carolina! I'm bored to tears at work so I decided to check out your site on my
iphone during lunch break. I really like the knowledge you provide here and can't wait to take a look when I get home.

I'm surprised at how fast your blog loaded on my cell phone
.. I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyhow, great
site!
تاریخ ارسال : پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت 11 و 38 دقیقه و 51 ثانیه
خیلی دوست دارم تبادل لینک داشته باشم.بهم سر بزن اگه خوشت اومد تبادل انجام بده

تاریخ ارسال : پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت 09 و 36 دقیقه و 36 ثانیه
یه لیست کامل از وبلاگ هایی که امروز به روز شدند براتون دارم و جالب تر اینکه شما هم میتونید وبلاگتون رو اونجا ثبت کنید.حتما سر بزنید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آن روز ها دروازه شهادت داشتیم ولی

الآن معبری تنگ، هنوز هم برای شهید

شدن فرصت هست، دل را باید صاف

کرد.


شادی روح شهدا صلوات...
پیرو راه شهیدان
یا مهدی
ادرکنی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ
وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ
وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ
التماس دعا
خدایا،توفیق فرمانبرى،و دورى از نافرمانى،و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار
ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار
و زبانمان را به راستگویى و حكمت استوار ساز
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ
فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ
وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً
حَتَّی تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"
برحمتک یا ارحم الراحمین
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیمِ
أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعیدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ
وَ بٰاعِثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ الْقٰابِضُ الْبٰاسِطُ
وَ أنْتَ الله الَّذی لٰا إلٰهَ إلّا أنْتَ، وٰارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَیْهٰا.
أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذی إذٰا دُعیتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذٰا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَیْتَ
وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَیْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذی أوْجَبْتَهُ عَلیٰ نَفْسِكَ
أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌ تَقْضِیَ لی حٰاجَتی، السّاعَةَ السّاعَةَ،
یٰا سَیِّدٰاهُ، یٰا مَوْلٰاهُ، یٰا غِیٰاثٰاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّیْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ
بِهِ فی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّیَ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ ٰالِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلٰاصَنٰا
مِنْ هٰذِهِ الشِّدَّةِ، یٰا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصٰار، یٰا سَمیعَ الدُّعٰآءِ،‌إنَّكَ عَلیٰ كُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ،
بِرَحْمَتِكَ یٰا أرْحَمَ الرّاحِمین
یک روز می افتد ؛
آن اتفاق خوب را می گویم ...
من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
اللهم عجل لولیک الفرج
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
لا اِلهَ اِلا اللَّهُ
عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ
وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ
یا مهدی ادرکنی
السلام علی جمیع المعصومین علیهما السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ یَشَاْ لَمْ یَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّشَیْئٍ قَدیرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَیْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ