تبلیغات
پیرو راه شهیدان - میلاد منجی عالم حضرت مهدی (عج) بر تمامی شیعیان جهان مبارک.
پیرو راه شهیدان
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مطالب این وب سایت چگونه است؟







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره ما

آن روز ها دروازه شهادت داشتیم ولی

الآن معبری تنگ، هنوز هم برای شهید

شدن فرصت هست، دل را باید صاف

کرد.


شادی روح شهدا صلوات...
جستجو

کارنامه عملیات
جنگ دفاع مقدس
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
وب سایت پیرو راه شهیدان
ابر برچسب ها
ارسال شده در یکشنبه 2 خرداد 1395 ساعت ساعت 15 و 52 دقیقه و 37 ثانیه توسط رضا

موضوع : میلاد معصومین ,  اهل بیت ,  تصاویر , 

شاید این جمعه بیاید ، شاید . مرحوم آقاسی

خبر آمد ، خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید ، شاید
پرده از چهره گشاید ، شاید

با همه لحن خوش آوائی ام
در به در کوچه تنهائی ام

ای دو سه تا کوچه زما دور تر
نغمه تو از همه پر شور تر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسایل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است

ای نگه ات خاستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده بر انداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما

 *******
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
توئی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم

کدام گوشه مشعر کدام کنج منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی
روا مباد که ارباب جز تو بگزینم

چو رو کنی به رهت درد و رنج نشناسیم
ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسیم

*******

ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش
تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید
پرده از چهره گشاید شاید

دست افشان پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم

می روم بار دگر مستم کند
بی سرو بی پا و بی دستم کند

می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمام خویش را

 ******************

صاحب الزمان

خدا کند تو  بیایی و صبح سر بزند
که بی ستاره ترین شب شب جدایی توست

بیا که دیدن رویت بهشت موعود است
بهشت هم آیتی از جلوه خدایی توست

مولا بخوان تو آیه اَمّن یجیب را
زیرا که می رسد به اجابت دعای تو

اول بیا مدینه و بنما که در کجاست
گمگشته قبر مادر درد  آشنای تو

گر دیده ام ندید رخ دلربای تو
دل پر زند به سینه من در هوای تو

خواهم که جای پای ترا بوسه زنم
در حیرتم که کجاست جای پای تو

 ******************

یار می آید

زهی خجسته زمانی که یار باز آید
به کام غمزدگان غمگسار باز آید

به پیش خیال خیالش کشیدم ابلق چشم 
بدان امید که آن شهسوار باز آید

اگر نه در خم چوگان او رود سر من
ز سر نگویم و سر خود چه کار باز آید

مقیم بر سر راهش نشسته ام چون گرد
بدان هوس که بدین رهگذار باز آید

دلی که با سر زلفین او قراری داد
گمان مبر که بدان دل قرار باز آید

چه جور ها که کشیدند بلبلان از دی
به بوی آنکه دگر نوبهار باز آید
ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ
که همچو سرو به دستم نگار باز آید

 ******************